پدیده فرار دختران از خانه، نه تنها خود یک آسیب است، بلکه موجب بروز آسیبها و چالشهای دیگری نیز در جامعه میشود؛ در واقع، دختران فراری یا خانه گریز، دروازه ورود جامعه به پدیده زنان خیابانی هستند.
سرهنگ محمدرضا خیرخواه در گفتوگو با خبرنگار ایسنا در خصوص تاثیر عوامل اجتماعی و روانی بر فرار از خانه اظهار کرد: فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترک اعضای خانواده، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد، غیرقابل تحمل و بعضا تغییر ناپذیر است. این عمل معمولا به عنوان مکانیزم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزاردهنده و مضر، دستیابی به خواستههای مورد نظر و عموما آرزوهای دور و دراز انجام میشود.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان گیلان با بیان اینکه هنگامی که کودک و نوجوان نتواند با افراد خانواده رابطه دوستی برقرار کند یا با شرایط خانواده سازگار شود، ممکن است تنها راه را در فرار از خانه جست و جو کند، افزود: آسیبهای اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینهها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکلگیری آن موثر هستند.
وی گفت: «عوامل فردی» همچون دوستی نامتعارف با جنس مخالف، عدم مهارت نه گفتن، عدم مهارت دوست یابی، عدم کنترل هیجانات و عدم وجود باورهای مذهبی میباشد، «عوامل خانوادگی»همچون عدم مهارت فرزند پروری، عدم وجود روابط گرم و دوستانه والدین با فرزند و نداشتن کنترل مناسب بر رفتارها و روابط فرزندان؛ «عوامل اجتماعی» هم شامل قبح شکنی و از بین رفتن زشتی روابط دوستی با جنس مخالف در جامعه، عدم آموزش مهارتهای زندگی، نا آگاهی در خصوص خطرات و آسیبهای فرار، نقش ضعیف رسانهها و مدارس در آموزش الگوهای صحیح رفتاری، دوری از دین و آگاهیهای دینی، عدم پایبندی به مسائل اعتقادی و از بین رفتن ارزشهای دینی میشود.
آشفتگی خانواده سبب گرایش به فرار از خانه میشود
وی در مورد علت گرایش به خانه گریزی در میان دختران نوجوان نیز گفت: نتایج به دست آمده از یک تحقیقات در کشور نشان میدهد؛ عدم توجه و بی احترامی، آزار و اذیت و انواع سوءاستفاده از آنان، محدودیت و محرومیت شدید، سردی روابط و کم محبتی، تبعیض قائل شدن و آشفتگی خانواده از عوامل فرار دختران از خانهها بوده است.
سرهنگ خیرخواه ادامه داد: به طور کل میتوان عوامل اثبات وجود خود و جلب توجه اطرافیان، خشونت خانوادگی، خشونت خانوادگی، فقر و مشکلات معیشتی، عدم توفیق در تحصیل، تبعیض در فرزندان، آشفتگی کانون خانواده، استفاده نادرست از امکانات رسانهایی خانه و خانواده (اینترنت، ماهواره و به ویژه موبایل)، فقر فرهنگی را در بررسی پدیده فرار از خانه موثر دانست.
فرار از خانه؛ آغاز بی خانمانی و بی پناهی
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان گیلان به تبعات فرار از خانه پرداخت و گفت: فرار از خانه آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر زمینه ارتکاب بسیاری از جرائم را فراهم میکند، دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تکدی گیری، توزیع مواد مخدر، مشروبات الکلی و کالاهای غیرمجاز، عضویت در باندهای مخوف و کثیف، اغفال و فحشا و ....اقدام مینمایند.
وی اضافه کرد: برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروکه، پارکها و خانههای فساد و ... شب را به صبح میرسانند و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند، فقط برای اینکه بتوانند زنده بمانند. آنها با اسامی مستعار و تیپ پسرانه و کارهای مردانه در جمع دوستان دختر و پسر روزگار فلاکت باری را سپری میکنند؛ شکارچیان با اغفال این دختران اموالشان را به سرقت میبرند و پس از تجاوز به عنف، یا آنها را رها میکنند یا پس از شکنجه و آزار میکشند.
وی اضافه کرد: ابتلا به بیماریها و اختلالات روانی، بی خانمانی، بی هویتی و هزاران هزار مشکل دیگری که پس از فرار برای دختران حاصل میشود عامل بروز بسیاری از مشکلات روحی و روانی در آنها شده و گاه حتی آنها را تا مرحله خودکشی پیش میبرد. نگرانی بزرگ دیگر در مورد افراد فراری افزایش خطر ابتلای آنها به بیماریهای عفونی همچون ایدز و هپاتیت به دلیل استفاده زیاد از مواد مخدر تزریقی و رفتارهای پر خطر جنسی است.
سرهنگ خیرخواه در مورد تاثیر سبک زندگی و خانواده در خانه گریزی دختران دارد، گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده ساخت و کارکرد خانواده دختران فراری به طور معنی داری از ساخت و کارکرد خانواده به هنجار در جامعه پایینتر است. در این نوع خانوادهها معمولا ساختار قدرت هرج و مرج گونه است، به طوری که یکی از والدین تمام قدرت را در اختیار دارد و یا چون والدین از نقش خود کناره میگیرند، فرزندان کنترل اوضاع را به دست میگیرند.
وی ادامه داد: این ساخ